|sweet love|
فیک تهیونگ. ❣️
pt:²¹
【عشق شیرین】
همینطور در حال آروم کردنش پرسیدم چیشده و گفت:
شین هه : با ا.ت مست کردیم یه پسر از اعضای پک تون هم بود
اسمش کیم تهیونگ بود، آدم مهربونی بود ولی الان میبینم ا.تم نیست،
نکنه بلایی سر دوستم آورده باشه؟!
آخرین چیزی که یادمه این که مست کردم سرم سنگین شد و رو میز افتادم.
یونگی : نگران نباش تهیونگ دوست من هست، احتمالا دیده حال رفیقت خوب نیست برده اتاقش تا استراحت کنه
حالا امگای کوچولو نمیخوای به آلفات یکم محل بدی؟!
میدونم میدونی ما جفت همیم، چرا اینقدر از دستم در میری جوجه؟!
شین هه : خب فکر میکردم دوستم نداشته باشی چون همه آلفاها وقتی جفت شون رو میبینند،
همون موقع بهشون میگن و مالکیت خودشون رو ثابت میکنند اما تو حتی نگاهم نکردی!!!
یونگی : اگر نگاهت نکرده بودم قشنگم که نمیفهمیدم داری از دستم
در میری...
من عاشقت شدم شین هه نه فقط بخاطر جفت بودن مون، من از قبل اینکه بفهمم جفتمی ازت خوشم اومد
و بعد که زیر نظرت گرفتم عاشق تمام چیزی که هستی شدم.
بلند شدم شین هه هم براید استایل بغل کردم
بوسه کوتاهی روی چشم هاش نشاندم
امشب تو اتاق خودم میخوابی توله، دیگه نبینم بیشتر از ظرفیتت بدون من مست کنی جوجه
با خوشحالی به سمت اتاق خودم راه افتادم
باید از تهیونگ ممنون باشم که بهم زنگ زد و تونستم با جفتم ارتباط برقرار کنم.
راستش صبح میخواستم بهش بگم ولی چون دوستش کنارش بود خجالت کشیدم.
شاید به ظاهر خُشکم نیاد، اما کمی خجالتی هستم
방탄소년단
ات
اوم چقدر بدنم کوفته است دلم نمیخواد از خواب بیدار بشم، چرا اینقدر سر درد دارم؟!
با همون لباس های دیروز خوابیده بودم، اوه چه بوی گندی میدم
آخرین بار با شین هه رفته بودیم پشت بام
بعد اون مرتیکه جذاب که تازه اسمش فهمیده بودم کیم تهیونگ غذا سفارش داده بود
خوردیم با آبجو ولی دیگه چیزی یادم نمیاد..
اه لعنتی اولین بارم بود مست می کردم، نمیدونستم انقدر ظرفیت پایینی دارم
سریع پریدم حموم دوش گرفتم، لباس های اسپرت مشکیم پوشیدم
دوییدم بیرون به صبحانه برسم که جین هیونگ دیدم.
ا.ت: سلام هیونگ صبح بخیر
با اجازه برم صبحانه خیلی دیر بیدار شدم
جین: سلام خرگوشک صبح تو هم بخیر
صبر کن بیا اینجا با ما صبحانه بخور از شین هه شنیدم دیشب مست کردید باید سوپ خماری بخورید
تعجب کردم چقدر شین هه با اینا صمیمی شده که درباره مست کردنمون هم گفته.
رفتم نشستم سر میز واقعا هنوز خوابم میومد و هیچ توجهی نکردم کیا پشت میز نشستن.
داشت سرم میرفت که یه پسگردنی خوردم با عصبانیت برگشتم سمت شین هه:
۱۰ لایک شد پارت بعدیو میزارم عسلا🌼🌸
pt:²¹
【عشق شیرین】
همینطور در حال آروم کردنش پرسیدم چیشده و گفت:
شین هه : با ا.ت مست کردیم یه پسر از اعضای پک تون هم بود
اسمش کیم تهیونگ بود، آدم مهربونی بود ولی الان میبینم ا.تم نیست،
نکنه بلایی سر دوستم آورده باشه؟!
آخرین چیزی که یادمه این که مست کردم سرم سنگین شد و رو میز افتادم.
یونگی : نگران نباش تهیونگ دوست من هست، احتمالا دیده حال رفیقت خوب نیست برده اتاقش تا استراحت کنه
حالا امگای کوچولو نمیخوای به آلفات یکم محل بدی؟!
میدونم میدونی ما جفت همیم، چرا اینقدر از دستم در میری جوجه؟!
شین هه : خب فکر میکردم دوستم نداشته باشی چون همه آلفاها وقتی جفت شون رو میبینند،
همون موقع بهشون میگن و مالکیت خودشون رو ثابت میکنند اما تو حتی نگاهم نکردی!!!
یونگی : اگر نگاهت نکرده بودم قشنگم که نمیفهمیدم داری از دستم
در میری...
من عاشقت شدم شین هه نه فقط بخاطر جفت بودن مون، من از قبل اینکه بفهمم جفتمی ازت خوشم اومد
و بعد که زیر نظرت گرفتم عاشق تمام چیزی که هستی شدم.
بلند شدم شین هه هم براید استایل بغل کردم
بوسه کوتاهی روی چشم هاش نشاندم
امشب تو اتاق خودم میخوابی توله، دیگه نبینم بیشتر از ظرفیتت بدون من مست کنی جوجه
با خوشحالی به سمت اتاق خودم راه افتادم
باید از تهیونگ ممنون باشم که بهم زنگ زد و تونستم با جفتم ارتباط برقرار کنم.
راستش صبح میخواستم بهش بگم ولی چون دوستش کنارش بود خجالت کشیدم.
شاید به ظاهر خُشکم نیاد، اما کمی خجالتی هستم
방탄소년단
ات
اوم چقدر بدنم کوفته است دلم نمیخواد از خواب بیدار بشم، چرا اینقدر سر درد دارم؟!
با همون لباس های دیروز خوابیده بودم، اوه چه بوی گندی میدم
آخرین بار با شین هه رفته بودیم پشت بام
بعد اون مرتیکه جذاب که تازه اسمش فهمیده بودم کیم تهیونگ غذا سفارش داده بود
خوردیم با آبجو ولی دیگه چیزی یادم نمیاد..
اه لعنتی اولین بارم بود مست می کردم، نمیدونستم انقدر ظرفیت پایینی دارم
سریع پریدم حموم دوش گرفتم، لباس های اسپرت مشکیم پوشیدم
دوییدم بیرون به صبحانه برسم که جین هیونگ دیدم.
ا.ت: سلام هیونگ صبح بخیر
با اجازه برم صبحانه خیلی دیر بیدار شدم
جین: سلام خرگوشک صبح تو هم بخیر
صبر کن بیا اینجا با ما صبحانه بخور از شین هه شنیدم دیشب مست کردید باید سوپ خماری بخورید
تعجب کردم چقدر شین هه با اینا صمیمی شده که درباره مست کردنمون هم گفته.
رفتم نشستم سر میز واقعا هنوز خوابم میومد و هیچ توجهی نکردم کیا پشت میز نشستن.
داشت سرم میرفت که یه پسگردنی خوردم با عصبانیت برگشتم سمت شین هه:
۱۰ لایک شد پارت بعدیو میزارم عسلا🌼🌸
- ۸.۸k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط